دوباره نظام جمهوری اسلامی به دنبال تصویب لایحه ی حمایت از خانواده افتاده است. چند همسری یکی از لوازم این لایحه است.بحث درباره ی چند همسری، دردآور است. چون سخن گفتن پیرامون آن هم موجب درد و رنج زنان می شود. اما چه باید کرد که زمامداران جمهوری اسلامی این راه حل را چاره ی بیچارگی ها قلمداد می کنند.
هاوکينگ : خدا آفريدگار عالم نيست
موضوع را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
ادامه مطلب
به قلم محمد نوری زاد

روسپیان سرزمین من ، شادمان و خنده به لب ، در هر کجا به تن فروشی مشغولند . و حال آن که خدا هیچ زنی را جز برای ابراز شرافت و پاکدامنی خلق نکرده است . هم من ، و هم همه ی شما نیک می دانیم که درپس خنده ها وقهقهه های روسپیان ، گریستنی است به پهنه ی اقیانوسی که از غرقاب اشک آنان جاری است . چرا ؟ چون خدا نه در مرد ، که خود را در زن ، به تجلی درآورده است . زن ، گوهر یک دانه ی آفرینش است . همان گوهی که جمال خدا را در زیباییش ، ومهراورا درمادری اش ، و جاذبه ی او را درمعشوقگی اش جای داده است .
بقیه راردر ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
شیخ فضلالله نوری در جلسهای به ناظمالاسلام کرمانی درباره مدارس جدید میگوید: «ناظم الاسلام، ترا به حقیقت اسلام قسم میدهم. آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ و آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک عقائد شاگردان را سخیف و ضعیف نمیکند؟» (ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، بخش اول ج اول، رودکی)
میرزا حسن تبریزی (۱۲۳۰ تبریز - ۱۳۲۳ قم) مشهور به رشدیه از پیشقدمان نهضت فرهنگی ایران در سده قبل بود. وی نخستین موسس مدارس جدید در تبریز و تهران بود، او را پدر فرهنگ جدید ایران نامیدهاند.
حاجی میرزا حسن رشدیه با توصیه و مشورت پدرش که از روحانیان بود تصمیم گرفت که به جای رفتن به نجف و خواندن درس طلبگی روانه استانبول و مصر و بیروت گردد و آموزگاری نوین را یاد بگیرد. او به بیروت رفت و در آن جا سبک نوین آموزش الفبا و دروس جدید مانند حساب و هندسه و تاریخ و جغرافیا را آموخت. سپس در تفلیس مشغول به کار شد.
هنگام بازگشت ناصرالدین شاه از سفر فرنگ، رشدیه طرحهای آموزشی خود را ارائه کرد و شاه او را مامور کرد که به ایران آمده و همین سبک را در شهرهای ایران راه اندازی کند اما سپس از این تصمیم پشیمان شد و راه اندازی مدارس جدید را به وقتی دیگر موکول کرد.
ادامه مطلب را حتما بخوانید
ادامه مطلب
تقدیم به روح بزرگ دکتر محمد مصدق
شعبان بي مخ (فرد نشسته ريشو با لباس مشگي) درمحضرآيت لله كاشاني (باعمامه سياه) و آخوند فلسفي.
عکس یادگاری آیت الله کاشانی با شعبان بی مخ دو ماه بعد از کودتای ۲۸ مرداد
ادامه مطلب
این روزها مجلس در حال بررسی لایحه ای است که چند همسری مردان را بدون اذن زن مجاز می کند. از آنجایی که با این موضوع مخالفم، مقاله اکبر گنجی را که یکی از بهترین نوشته ها در این خصوص است را در این جا می گذارم:
چهار زنه کردن مردان قرن 21
ادامه مطلب
http://akbarein.wordpress.com/
مولانا در دفتر سوم مثنوی، دین را ریسمان میخواند اما ریسمانی که برایهمگان مایهی “نجات” و برآمدن از چاه
نیست بلکه پارهای از اصحاب قرآن،
با این ریسمان به تهِ چاه میروند به جای آنکه از آن برای بالا آمدن وچشم به آسمان گشودن بهره بگیرند:
زان كه از قرآن بسی گمره شدند
زان رَسَن قومی درون چَه شدند
مر رسن را نیست جرمی ای عنود
چون تو را سودای سربالا نبود
..................بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
شماره 471 نشان دهنده ساخت کشور تایوان می باشد. به همین ترتیب شماره های 690,691,692,693,694,695 مربوط به چین می باشند. دقت کنید که هرگز مواد غذایی تولید شده در چین را نخرید, خصوصا اگر مربوط به محصولات دامی باشد.
البته کد تولید برخی از کشورها به شرح ذیل است:
00 تا 13 مربوط به آمریکا و کانادا,0 تا 37 مربوط به فرانسه, 40 تا 44 مربوط به آلمان, 49 مربوط به ژاپن, 50 مربوط به بریتانیا, دانمارک 57, فنلاند 64, سوئیس و لیختن اشتاین 76, سعودی 628, آمریکای مرکزی 740 تا 745, و فیلیپین 480 می باشد.
به عنوان نمونه مراحل تهیه مرغ را از مرغ مرده در کشور چین را در ادامه مطلب ببیند.
ادامه مطلب
چهارشنبه سوري !
بنا نداشتم براي چهارشنبه سوري چيزي بنويسم، تا اين که در خبرها خواندم" چهار شنبه سوري خلاف شرع است" يا " خلاف عقل" است! ناچار شدم قلم به دست گيرم، نه براي دفاع از چهارشنبه سوري - که آن هم دفاع از ميراث فرهنگي ومهم است - بلکه براي دفاع از حرمت احکام اسلام، اگر ما دست و دل باز و نابجا از احکام استفاده کنيم و دايره حرام را توسعه دهيم، حاشيه امن براي حرام ايجاد نکرده ايم، برعکس قبح حرام را ريخته ايم، جواني که امروز با شادي و شور به مراسم حرام - از ديدگاه آن عالم روحاني - مي رود ، پايش به حرام باز مي شود و به مراسم و مجالس حرام ديگر هم مي رود، کما اين که فرزند آن روحاني هم به چهارشنبه سوري مي رود و فرزند من هم، فرزند او فعل حرام مرتکب مي شود و فرزند من مباحي را بپا مي دارد، دين کدام بيشتر در معرض خطر است؟
ادامه مطلب
آیت الله العظمی حسینعلی منتظری، مرجع عالیقدر شیعیان، دیروز درگذشت تا در همزمانی هفتمین روز مرگش باحادثه عاشورا، به یادمان بیاورد که اوهم حسین بود و هم علی. مظلوم ترین حسین ها و شجاع ترین علی ها. مردی که مرگ و زندگی اش، داستان سوگناک همه آرمان گرایانی ست که خویش به قدرت نمی فروشند وقدرت، به پشیزی نمی خرند. آنان، زنده که باشند، می شوند "امیدبی پناهان" و "خارچشم دشمنان"؛ مرگ شان نیز که برسد حکایت شان، حکایت همان باد که کسی پرسید:مگر می میرد؟برای شناخت این حسین و علی، ضروری نیست دین داشته باشیم؛ آزاده اگر باشیم کافیست.
آیت الله العظمی حسینعلی منتظری، تصویر هماره "حسین" است؛ همان مرد تاریخ که داستانش نه ازحکومتیان، که از واقعیت آموخته ایم؛ مردی که ظلم، تاب نیاورد و به نیرویی اندک، بر دشمنان تاخت تا در مرگش حماسه ایستادگی رامعنا کند. همانکه با دسته های عزاداری دولتی، وباهماهنگی "ستادهای بحران" به میانه نمی آید؛ همو که همیشه هست تا نشانی باشد از شکنندگی قدرت ظلم و ظالم. همان حسین که هزاران سال است می جوشدخونش؛ همان که نامش، پیوند خورده ست به شورش و به خلق.
ادامه مطلب
ایران: احمدی نژاد نه کیهان: احمدی نژاد حتما
صحنه کاملا روشن است. همه ایران یک طرف، یک شعار: احمدی نژاد، نه. کیهان برادرحسین طرف دیگر: احمدی نژاد حتما.
این هفته را باید در این آینه دید.اخبار متعدد، سخنرانی ها، مناظره ها، مباحثه ها، حادثه خونین زاهدان و اعدام بلافاصه سه نفر، کشف بمب دست ساز در پروازاهواز- تهران و...حواشی و تبعات یک پرسش حیاتی هستند:
- سرنوشت ایران چه می شود ؟
طرفداران محموداحمدی نژاد که با رنگ سیاه جامه مشخص می شوند، درپاسخ، پرچم فلسطین را تکان می دهند. آنها به این قول "برادرحسین" که منشاءش مرکزیت طالبان شیعی است باوردارند: "آخرین اخبار و گزارش های دریافتی کیهان حاکی از آن است که رای کاندیدای اصولگرایان در انتخابات 22خرداد88 به وضعیت «مطمئنی» رسیده و تقریبا به طور قطعی می توان گفت تکلیف انتخابات ریاست جمهوری دهم در دور اول مشخص خواهد شد."
براین باورند که ابر و باد ومه وخورشید فلک، و البته کیهان، صدا و سیما، حزب پادگانی و 4 میلیون و 500 هزار نفر عضو کمیته امداد تحت مدیریت موتلفه در کارند تا بقول آ یت الله موسوی خوئینی: "این آقا دوباره رئیس جمهور شود."
و بعد تازه آغاز کار است. بر اساس "بیانیه ۵۰ نفر از فعالان عرصه های سیاسی و اجتماعی" نتیجه این "کودتای بدون خونریزی" این است: "مادامالعمر کردن دوران ریاستجمهوری." یعنی پایان جمهوریت و شکل گیری خلافتی با پرچم اسلام. بیهوده نیست که همکار نازنینم ابراهیم نبوی که مدتهاست صدایش را نشنیده ام می نویسد: "ترسم که بیایی و بمانی و بخواهی".
گفته حسین شریعتمداری: "صحنه عاشوراست ولی این بار قرار نیست حسین شهید شود بلکه زمان هلاکت یزیدها و عمرسعدهاست. در آشوب های ۱۸ تیر نیز همین افراد آمدند. تو شال سبز می بندی؟ شال سبز که مقدس تر از قرآن نیست. قرآن را هم بر سر نیزه کردند، باید دید ماهیت امر چیست و باید دید آیا تابلوها با ماهیت کار سازگار است یا خیر؟"
محسن آرمین درجواب او به تاریخ اسلام بر می گردد: "حسین شریعتمداری نقش خوارج را بهتر بازی میکند تا یاران امام حسین را."
وبقیه ایران که در برابر احمدی نژاد صف کشیده اند، سخت نگرانند که سلطه کامل "خوارج" چه بر سر ایران خواهد آورد.
مهندس عزت اله سحابی درداخل کشور می گوید: "کسی نباید از این بترسد که اگر در انتخابات شرکت میکند، به جمهوری اسلامی رای داده و وضعیت موجود را پذیرفته است. به نظر من اگر انبوه مردم را به شرکت تشویق کنیم، از انتخاب آقای احمدینژاد و انحطاط ایران جلوگیری کردهایم.در این انتخابات مسئله این نیست که جناحی رای بیاورد و جناح دیگر رای نیاورد. الان مسئله مرگ و حیات کشور ایران مطرح است."
همین هشدار را "اتحاد جمهوریخواهان" درخارج کشور هم می دهد: "مشارکت گسترده در انتخابات برای شکست دادن احمدینژاد و مهار نیروهای پشتیبان دولت او، اولین گام برای تغییر سیاسی و ایجاد فرصت برای تشکلهای مدنی و سیاسی است."
مصطفی تاج زاده به یادها می آورد:"احمدینژاد تقدیر ما نبود، تقصیر ما بود." و کیومرث پور احمد کارگردان معتبر سینما این تقصیر را می شکافد:" چهار سال پیش اشتباه كردیم، گول خوردیم، اشتباه بزرگمان این بود كه با انتخابات قهر كردیم و به چنین ذلتی افتادیم. امروز اولین و مهمترین كارمان این است كه با انتخابات آشتی كنیم و در انتخابات شركت كنیم. باور كنید تلویزیونهای لسانجلسی نمیفهمند. در انتخابات شركت كنید كه از نان شب واجبتر است. فقر، فحشا، بیكاری، دزدی، دروغگویی، ریاكاری و همهی مصیبتهایی كه داریم تحمل میكنیم خودمان كردیم، چشممان كور ولی حیثیت بینالمللیمان چی؟! یك بار با یكی از این هواپیماهای امارات نیموجبی كه هست و نیستش مال ایران است پرواز كنید تا ببینید چطور به ایرانیان توهین میكنند. حیثیت بینالمللی ما نابود شده، به زیر صفر رسیده. ما ملت بزرگی بودیم، هستیم و خواهیم بود. حیثیت بینالمللی و جهانیمان را به خودمان برگردانیم."
بحث تحریم و مشارکت هم ادامه دارد. حسن یوسفی اشکوری در مقاله ا ی هر دووجه را بر می رسد:
"در این مجال فقط میخواهم به یکی از دعاوی شگفت مدافعان تحریم یا مخالفان 4 کاندیدای کنونی اشاره کنم که گاه به صورت طعن و گاه به عنوان استدلال مطرح میشود و آن این است که گفته میشود این کاندیداهای تایید صلاحیت شده از «خودشان»اند و به تعبیر روشنتر از اعضای حاکمیت در طول این 30 سال هستند و از این گزاره و واقعیت تاریخی نتیجه میگیرند که این افراد حکومتی یا معتقدان به نظام جمهوری اسلامی نمیتوانند مدعی «تغییر» و «اصلاح » بشوند و خود را «اصلاحطلب» بدانند و در نهایت به این فرجام سیاسی میرسند که پس انتخابات بازی است و نباید در اخذ آرا شرکت کرد..... به گذشتههای دور باز نمیگردیم، به همین 200 سال اخیر ایران بنگریم. از اوایل قاجار، که تحت اثرپذیری از تحولات جدید غربی تغییراتی لازم آمد، تمام اصلاحطلبان و اصلاحگران از رجال حکومتی و دولتی بودند. از عباس میرزا گرفته تا قائممقامها تا میرزا تقیخان امیرکبیر و سپهسالار و میرزا علیخان امینالدوله و رجال عصر مشروطه و روزگار پهلوی اول و حتی دکتر مصدق که منتقدان راستگرای وی هنوز هم او را «مصدقالسطنه» میخوانند. بنابراین این دعوی که حکومتیها و خودیهای یک حکومت یا افراد مورد تایید یک نظام سیاسی لزوما نمیتواند تغییری ایجاد کنند و اصلاحی پدید آورند خلاف تاریخ و تجارب تاریخی است. در تمام ممالک غربی نیز تا دوران مدرن دقیقا همینگونه بوده است...."
در هفته ای که دانشجویان در دانشگاه را با فریاد "مرگ بر دیکتاتور" می شکنند، بهزاد نبوی بوی دوم خرداد را استشمام می كند، فیلم های انتخاباتی پخش می شود و مناظره های دو نفره نامزدها آغاز می گردد، حرف هائی زده می شود که دستکم به یکبار خواندنش می ارزد:
- مهدی کروبی: در صورت پیروزی به تمام شعارهایم عمل میکنم، خود را برای بدترین و سختترین شرایط آماده کردهام.
- میرحسین موسوی: هیچ نابغهای نمیتواند شب بخوابد و روز بیدار شود و بخواهد جهان را مدیریت کند.
و:
آرامش ادعایی در كارخانهها، آرامشی گورستانی است
- حجتالاسلام علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: "قرار گرفتن براندازی" در بستر دموکراسی یکی از "روش های تهدید سیاسی دشمن" است.
- محمود احمدی نژاد: خصلت غربیها مثل خصلت سگ است.
حسن روحانی: "نمیدانم در روزهای اخیر و همزمان با ایام انتخابات این پمپاژ پول از کجا صورت میگیرد از خوابگاههای دانشجویان تا روستاها و شهرها را پرپول کردهاند؛ این موضوعی بیسابقه در تاریخ انتخابات کشور ما بعد از انقلاب است. چرا این پول را در تیرماه و مرداد ماه پخش نمیکند؟ چون حتی اگر دولت تغییر کند تا مرداد فرصت دارد که خدمت خود را ادامه دهد. توزیع پول پس از انتخابات که حرام نیست. ماه تیر هم ماه خداست."
دو جمعه دیگر فارغ از آرزوهای ما که انتخاباتی آزاد را با ملاک های جهانی انتظارمی کشیم که هر ایرانی بدون کمترین تبعیض درآن بتواند انتخاب کند یاشود، صندوقهای رای در واقعیت امروز ایران، تعیین کننده سرنوشت ایران ما خواهند شد.
آیا میهن ما به تعبیر واشنگتن پست شاهد "تغییر از نوع ایرانی" خواهد شد ؟ مادر سرنوشت کشور زخمی خودشرکت خواهیم کرد یا بالبخند فیلسوفانه ای بر لب کنارخواهیم کشید تاخوارج بیایند و شمشیر بر بقیه هستی مابکشند؟
مطلب را برای مهرداد شیبانی می فرستم.طرح تزئینی بالای صفحه کاراردشیر محصص را می فرستد و زیرمطلب، این حرف های کامبوزیا پرتوی را می نویسد: "چهار سال احساس حقارت میكردم. چهار سال با هر سفر رئیسجمهور به استان، به روستا، به خارج از كشور احساس حقارت میكردم. چهار سال از هر تریبونی كه دستشان میگرفتند من احساس حقارت و كوچكی میكردم. وقتی كه جواب نامهی هر روستایی كشورم یك تراول چك بود من احساس حقارت میكردم. حماسخاطرهوقتی كه فقر تمام ایران را گرفت من احساس حقارت كردم اما یك چیزی بیشتر از همهی این حقارتها من را اذیت میكرد و آن هم دروغگویی بود. چهار سال همه چیز را با دروغ پنهان كردند. فقط با تریبونی كه دستشان بود و ما نداشتیم. چهار سال یك آدم كوچولو، من را كوچولو كرد و حالا منتظر 22 خرداد هستم."

استرالیا در آتش
خبر آتش سوزی در استرالیا و کشته شدن بیش از 180 نفر و بی خانمان شدن تعداد زیادی از مردم واقعا درد ناک است. امیدوارم غم واندوه هرچه زودتر از اونجا رخت ببنده و مردم شادی رو در دلهاشون حس کنند. با آرزوی روزهای خوش برای تمامی مردم جهان. کاش یکی از مقامات ایرانی با مردم استرالیا همدردی می کرد. حتی خاتمی هم می تونه این کار رو بکنه.
راستی کسی از کانگورو ها و کوالا ها و بقیه حیوانات خیری داره؟
"مرحله پنجم دوران اسراف و تبذیر است و رئیس دولت در این مرحله آنچه را پیشینیان او گرد آوردهاند در راه شهوت رانیها و بذل و بخششها بر خواص و ندیمان خویش میبخشد و یاران و همراهان بد و نابکار بر میگزیند ...
ادامه مطلب
گزارش روزنامه اعتماد از 14 سال کودک آزاري يک دختر بافنده قالي
درد گلزخم ها روي بدن دختر قاليباف زنجانيگروه اجتماعي، بنفشه سام گيس؛ ليلا جان چه کسي اين زخم ها را به تنت انداخته؟ / خواهرم / چرا؟نمي دانم / دلت مي خواد برگردي خانه؟ نه هيچ وقت.....
ادامه مطلب
در پي اشاره رهبري ايران به خطرات ظهور يك شاه سلطان حسين براي كشور، رسانه هاي افراطي ميكوشند تا محمد خاتمي را مصداق اين اشاره معرفي كنند.
صرف نظر از اينكه مقصود اصلي آقاي خامنه اي از اشاره به شاه سلطان حسين تبيين يك مفهوم بوده يا تعيين يك مصداق، اما تاكيد بر يك مساله تاريخي خود ميتواند چشم ما را به روي وقايع امروز روشنتر كند چرا كه گفته اند گذشته چراغ راه آينده است...ادامه مطلب
دوباره مي سازمت وطن اگر چه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو ميزنم اگر چه با استخوان خويش
گزارش روز از مراسم اهداي جايزه سيمون دوبووار : مريم کاشاني(به امانت از سایت روزآنلاین)
"کافه دو ماگو"ي پاريس ديروز شاهد اهداي جايزه به زنان مبارز ايراني بود که در قالب کمپين يک ميليون امضا به قوانين تبعيض آميز، "نه" گفته اند؛ زناني که در اين راه "کتک" خورده، "تحقير" شده، و طعم "زندان" را چشيده اند، اما مانده اند تا روشن انديشان جهان، از جمله وزير فرهنگ فرانسه خطاب به نماينده آنان ـ سيمين بهبهاني ـ بگويد: ايران تنها، پرونده هسته اي نيست؛ ايران جايي است که آدميان بسياري، از جمله زنان، براي احقاق حقوق انساني خويش به پا خاسته اند.........
ادامه مطلب
محمد رضا جلائي پور
منبع: سايت پويش دعوت از خاتمي (موج سوم)
این نامه ای است که خطاب سخنگوی پویش دعوت از خاتمی به عنوان " جناب آقای سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور محترم پیشین و آینده ایران عزیز" نوشته است.
ادامه مطلب
نان از سفره و كلمه از كتاب، شكوفه از انار و تبسم را از لبانمان گرفته ايد ... با روِياها مان چه ميكنيد؟ سيدعلي صالحي
کاش سياه بودم. سياه به رنگ شب. ساکن کلبه عمو تم. زنجيرها بر دست و پا. پاروزنان از تام تام قبيله به سوي آبهاي دور.
کاش سياه بودم. به خشونت مشت. فرياد مي زدم: "آرزوئي دارم. روزي خواهد آمد که فرزندان ما با هر رنگ پوست، با هر مذهب و هرعقيده، دست در دست فرداي سرزمينم را خواهند ساخت."
کاش سياه بودم. سياه به رنگ تغيير. 40 سال از فريادم نگذشته، کاخ سفيد را در دست هاي سياهم مي گرفتم و به گشادگي افق لبخند مي زدم.
من سياه نيستم، اما درميهنم نه خانه دارم و نه گور.
من سياه نيستم، اما در ميهنم مرگ هر روز در خانه ام را مي زند، وقت و بيوقت. هر وقت که بخواهد.
من سياه نيستم، آقا ندارم. برده نيستم. اما سرنوشتم را "آقا" رقم مي زند و بيشتر نوکرهايش.
من سياه نيستم، در مزارع، پنبه نمي کارم. اما آفتاب صبحگاهان نيشابور را ازمن دريغ کرده اند.
من سياه نيستم، درخاکي بدنيا آمده ام که زرتشت نورش را به جهان داد، کورش حقوق بشر را. نام شاه ايراني را دارم که کاشف آهن و آتش است. اما در زير زمين بويناک پايتختم، کسي با نام عربي بر من فرياد مي کشد: "غريبه اي. از اينجا گمشو."
من سياه نيستم. اما برادران سياهي دارم. يهودي نيستم. اما دوستان خوبي ازاين تبار دارم. همه شاعرند. ارمني نيستم من، اما شب هاي جواني همه در مهرباني درهاي باز کافه هاي ارمني گذشت. کسي بود که هرشب سرنوشت "آرسن" را که فداي ايران شد، با صداي بلند مي خواند:
- نازلي ستاره بود....
من سياه نيستم. نيستم. نيستم. اما از بردگانم. نگاه کنيد که ريسمان اسارت از سوراخ هاي کتفم گذرانده اند.
کاش سياه بودم. به رنگ شب. به رنگ طغيان. دستکم مي توانستم رويائي داشته باشيم: "رويائي دارم من که هرشب با بادهاي شمال مي آيد و درآب هاي جنوب غرق مي شود: روزي خواهد آمد که فرزندان ميهنم درميهن غريبه نخواهند بود. آنان مثل آن روزها که مدرسه مي رفتيم و با يقه هاي سفيد سرود اي ايران، اي مرز پر گهر مي خوانديم، دست در دست هم ايران را خواهند ساخت. آنان با هررنگ پوست، با هر مذهب و عقيده..."
من سياه نيستم، اما برده ام.
من سياه نيستم و امروز در جشن جهاني رفتن يک سياه به کاخ سفيد، آرزويم را فرياد مي کنم.
خبر ساده بود و كوتاه، اما عنوان آن مبهم و پركشش، تا تو را براي خواندنش برانگيزد؛ "مردم يزد نماز شكر به جاي آوردند".
شايد اگر فصل زمستان نبود و ايام بارندگي، آن هم در شرايطي كه از خورشيد خبري نيست، آسمان پشت پنجره ابري، و برف در حال سفيد پوش كردن زمين، كشش عنوان خبر آن ميزان نبود تا انسان را جلب كند براي خواندنش، به گونه اي كه تو را مجبور سازد براي اطلاع از محتواي آن موشواره رايانه را بچرخاني، تا فلش را روي عنوان خبر ثابت كني، انگشت اشاره ي دست راست را روي دكمه ي موشواره فشار دهي و منتظر بماني تا حقيقت ماجرا كشف شود. متن خبر ظاهر شود، ليد مطلب در چشمانت بنشيند و به درون مغز پرواز كند و به تو اطمينان دهد كه بحث خشكسالي و طلب باران در فصل زمستان نيست، چون اگر بود بر اساس آموزش هاي اساتيد روزنامه نگاري، امري عجيب بود و غيرعادي، پس خبر. ...
ادامه مطلب
گمان می برم که ناتوانی در ایجاد نوشته یکی از سخت ترین مواردی است که ما همگی از اون رنج می بریم. و فکر می کنم تلاش در جهت ایجاد فرهنگ مکتوب یکی از لازمه های ترقی ماست. از این به بعد سعی خواهم کرد هر هفته یک موضوع رو مطرح کنم و در مورد اون بنویسم، هر چند که تنها خوانندش خودم باشم. و البته از تمام دوستانی که مطلب بگذارند هم تشکر می کنم.
حرمسراهاي قانوني
فريبا داوودي مهاجر - دوشنبه 26 شهریور 1386
امروز در شرایطی به سر می بریم که حرمسراها در پناه قانون، در حال قانونی شدن هستند.
مردان سیاسی "اصول گرا" و "ارزش مدار" با همراهی بوق های تبلیغاتی شان می توانند این حرمسرا ها را با شعار خانواده اسلامی تکریم کنند و برای زنانی که از سر ناچاری و نداشتن استقلال اقتصادی و یا نداشتن حق طلاق فرمان برداری و این خیانت قانونی را تحمل می کنند، بزرگداشت بگیرند و در آگهی های تلویزیونی به مناسبت روز مادر به آنان رب گوجه فرنگی و پودر رختشویی هدیه دهند .
ادامه مطلب
یک توپ بسکتبال تو دست من تقريباً 19 دلار ميارزه.يک توپ بسکتبال تو دست مايکل جوردن تقريباً 33 ميليون دلار ميارزه.بستگي داره تو دست کي باشه.يک توپ بيس بال تو دست من شايد 6 دلار بيارزه.يک توپ بيس بال تو دست راجر کلمن 4.75 ميليون دلار ميارزه.بستگي داره تو دست کي باشه. يک راکت تنيس تو دست من بدون استفاده است.يک راکت تنيس تو دست آندره آقاسي ميليونها ميارزه.بستگي داره تو دست کي باشه. يک عصا تو دست من مي تونه يه سگ هار رو دور کنه.يک عصا تو دست موسي درياي بزرگ رو مي شکافه.بستگي داره تو دست کي باشه. يک تيرکمون تو دست من يک اسباب بازي بچگانه است.يک تيرکمون تو دست داوود یک اسلحه قدرتمنده.بستگي داره تو دست کي باشه. دوتا ماهي و پنج تيکه نون تو دست من دوتا ساندويچ ماهي ميشه.دوتا ماهي و پنج تيکه نون تو دستاي عيسي هزاران نفر رو سير ميکنه.بستگي داره تو دست کي باشه. همونطور که مي بيني، بستگي داره تو دست کي باشه.پس دلواپسي ها، نگراني ها، ترس ها، اميدها، روياها، خانواده ها و نزديکانت رو به دستان خدا بسپار چون...
بستگي داره تو دست کي باشه. اين پيام تو دستاي توست.
باهش چي کار مي کني؟
بستگي داره تو دستاي کي باشه
ضمنا بیتا و عاطفه هم به جمعمون اضافه شدند. بسیار خوش آمدید. در انتظار پست هاتون هستیم.![]()
پیشنهاد می کنم همه ما یک بار دیگه اعلامیه جهانی حقوق بشر رو بخونیم . لذا به خاطر اینکه ممکنه بعضی از ما به اون دسترسی نداشته باشیم متن کامل رو اینجا قرار دادم....
ادامه مطلب
روزگار غریبیه، انگار ماها فراموش کردیم که کی هستیم، یه جایی می کشیم برای اینکه دینمون رو بهترین دین می دونیم و بقیه رو مرتدهای حلال خون،و یه جای دیگه می کشیم چون میخواهیم دمکراسی رو هدیه کنیم. یه جایی چاقی میشه بیماری شاخص و در گوشه ای دیگه سو تغذیه بیداد می کنه، کسایی رو کتک می زنیم و زندانی می کنیم تا به خاطر اعتقاد ما حجاب داشته باشند و در جایی دیگه انسانها رو از تحصیل محروم می کنیم چون به حجاب اعتقاد نداریم. تعدادیمون خانه ها رو با بلدوزر خراب می کنیم تا با تروریست ها مقابله کنیم و تعدادیمون بخودمون بمب می بندیم و اتوبوس مدرسه رو با بچه ها به هوا می فرستیم. دروغ می گوییم و بعد چهره عابدانه برای خودمون درست می کنیم. به مردم درس رها شدن می دهیم و خودمون شدیم مراد و زندان بان همون مردم. تعدادی از ما می خواهیم یک کشور رو از روی نقشه حذف کنیم و تعدادیمون مردم یک کشور آواره کردیم که مثلا اینجا ارض موعود ماست. یه گوشه غرب به فساد و هرزه گی می شناسیم و یه گوشه شرق رو به جهل و بدوی بودن.شکنجه می کنیم و به هم بد و بیراه می گیم و مرده باد و محور شرارت و شیطان و ...
ادامه مطلب
ادامه مطلب




